فحش
می خواستم بی سر و صدا بروم توی اتاقش. لای در، خیلی کم باز بود و معلوم بود که روی تخت دراز کشیده. در را فشار دادم، صدای قژ بلندی داد. همان طور که دست هاش زیر سرش بود نگاهم کرد:
- گشنه ام نیست
- می دونم. گذاشتمش تو یخچال. هر وقت خواستی گرم کن بخور
- خب
-...
-...
- چیزی شده؟
- حتی اگه بیست سالم ازم بزرگتر باشی تو مامان من نیستی
-... نه نیستم
- پس سعی نکن مامانم باشی. به خصوص که من به خودت بیشتر احتیاج دارم
- باشه
- باشه که ینی باشه، یا باشه ای که ینی ساکت شو؟
- باشه ای که ینی باشه، ولی لطفا دیگه بعدش ساکت شو
- ناراحت شدی؟
- اینکه یه فحش رو شمرده شمرده و تر و تمیز و با طول و تفصیل بگی، از فحش بودنش چیزیو کم نمی کنه.
- می دونم
- کاش واقعا مادرت بودم بابی
- چرا؟
- بخشیدن برای مادرا راحته...
و بعد گذاشتم که در برای خودش قژ ی بکند
+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر ۱۳۹۵ ساعت 6:18 توسط مفرد مونث بي مخاطب!
|