حسرت
آمدم بنویسم، دیدم قبلا همان حرف را نوشتهام...
همین دیگر. انگار سهم اینجا از نوشتن، شده است روزهایی که دل سخت میشود و تنگ. حیف...
فکر میکنم استعداد این را داشتم که نویسنده باشم. این را میگویم چون حالا دیگر برایش فعل ماضی به کار میبرم. چون حالا هرچیزی هست جز تعریف از خود! بیشتر حسرت است انگار.
حرفم؟ همان پست قبلی...
+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 23:42 توسط مفرد مونث بي مخاطب!
|